یـــاد بــگـیر:
گــــاهی
نـبـاید نــاز کــشـیــد؛
انــتـظار کــشـید؛
آه کــــشـید؛
درد کـشـــیــد؛
فریـــــــــــــاد کـشیـد...
تــنــهــا بــایـد...
دست کـشــــیـد و رفـتـــــــــ...

تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:19 | نویسنده : ..... |
از داف پندارها هم متنفرم
اصلا از هرچه که بوی داف بدهد متنفرم
من دوست دارم به جای موهای بلوند کمی شعور داشته باشند
کمی فلسفه بدانند
بنشینم توی یک کافه پایین شهری و از هنر و فلسفه حرف بزنند
دوست دارم به جای همه اینها رسم وفاداری بدانند.
دوست دارم به جای نوشتن از خیانت لایک کردن هرچی متن درباره خیانت یاد بگیرن خیانت نکنند. وفاداری لایک کنند.
من نمیداتم چرا بعضی پسرها باز اینگونه (داف) بازی را دوست دارنند
اندام تن دوست دخترهای هم را به رخ میکشن
نمیدانم تخم غیرت را کجا پوک کردن.

نمیدانم



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:16 | نویسنده : ..... |
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست


عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست



ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد


کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست



در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید


هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست



بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند


دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:13 | نویسنده : ..... |
تـو هم تلخ بودی
تلــخ !
درست مثل قطره های فلج اطفالی
كه در كودكی به خوردم می دانند !
غافل از اینكه این بار

تلخی تــو دلم را فلــج كرد ...!



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:11 | نویسنده : ..... |
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

حرف‌هایت نیش دارند

دیوار افکارم را می‌شکافند

نگاهت ریشه قلبم را خشکاند

سیگار مرهمی بر بی‌مهری‌هایت است

مارلبرو می‌کشم

به سلامتی درخت خشکیده در بهار

مشروب سر می‌کشم

خونٍ هم رنگ شب می‌پاشد روی قالی

کنج اتاق

تن ... خون ... تیغ

■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:10 | نویسنده : ..... |
===============================

تـ ـمـ ـام اسـپـ ـنـ ـدهـ ـای دنـ ـیـ ـا را…



بـ ـرای دوبـ ـاره دیـ ـدن ات مــی سـ ـوزانـ ـم…..



تا دودشـ ـان در چـ ـشـ ـم خـ ـودم بـ ـرود و ….



بـ ـازهـ ـم بـ ـهـ ـانه ی اشـ ـکـــ هـ ـایـ ـم بـ ـاشـ ـد…….

===============================




تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:9 | نویسنده : ..... |
باورت بشود یا نه!

روزی میرسد

که دلت برای هیچکس به اندازه من

تنگ نخواهد شد

برای نگاه کردنم

خندیدنم

برای تمامی لحظاتی که

در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید

که در حسرت تکرار دوباره من

خواهی بود

میدانم روزی که نباشم

هیچکس

تکرار من نخواهد شد.

.



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:8 | نویسنده : ..... |
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

در رفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باشید... .

هرگز به دیواری که تازه رنگ شده تکیه نباید کرد....

■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:7 | نویسنده : ..... |
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

لحظه های سکوتم پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند..

مــــــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویمونمی گـــــویم...!!

■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:6 | نویسنده : ..... |
نـه (!)
اشتبـاه نـکرده‌اے
مـن هر روز با او مـے‌خوا‌بـم

مثـل تـو قشـنگ نیـست
مثـل تـو خـوب حـرف نمـے‌زند
مـثلِ تـو هـے به همیشه‌یِ هـرچـیز
گیر نمـے‌دهد (!)
مـثلِ
تـو نامم را صـدا نمـے زند
مـثل تـو دوستَــ‌م نـدارد
مـثل تـو نیست، امـا
با هـم
مایِ خـوبے شـده‌ایم
مـن وُ خیـال تـو خـوب
مـا شده‌ایـم

نـه (!)
اشتبـاه نکـرده‌اے
مـن هـر روز با خـیالِ تـو مے‌خوابم (!)

+ میخواهـم اینـبار که به دکتـر رفتم بگویم برایم بغض رسیده بنویسد همراه با داد اضافه من نیاز دارم به تنها بودن واستراحت در خیال تو...(!)



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 16:4 | نویسنده : ..... |
  • پی ان یو
  • خنثی